نقد کتاب Red City
کتاب شهر سرخ رو خیلی وقته تموم کردم ولی فرصت نمیکردم نقدش رو بنویسیم. امشب دلم میخواست قبل از شروع سال میلادی جدید پروندهاش رو ببندم. پس اینم از نقد کتاب شهر سرخ.
باید بگم این کتاب برای من یه ناامیدی بزرگ بود، چون به خاطر نویسنده اش شروعش کردم، ولی اصلا ازش خوشم نیومد و تجربه خوندنش لذت بخش نبود.
داستان کند شروع شد، کند ادامه پیدا کرد و بدون هیجان تموم شد. من نمیتونستم به هیچ کدوم از شخصیت ها اهمیت بدم و اصلا سرنوشتشون برام مهم نبود و حتی برام جذاب هم نبودن. به جز سباستین، که اونم اصلا نقش خاصی توی داستان نداشت.
انتظار داشتم بخش جادویی داستان بیشتر باشه و از ایده sand خیلی خوشم اومده بود (سند یه ماده بود که وقتی استفادهاش میکردن بهترین ویژگیهای وجودشون بولدتر میشد، مثلا اگر کسی باهوش بود، باهوشتر میشد، اگر کسی قوی بود، قدرتمندتر میشد و...) ولی جنبه های جادویی داستان خیلی کم بود و بیشتر درمورد روابط صحبت میشد. جالبه که من اون وسط گم شدم و متوجه نشدم کی شخصیتهای اصلی عاشق هم شدن؟
یه جایی بود که شخصیت مرد به شخصیت زن داستان گفت تو «قلب منی»، و من اینطوری بودم که: چه زمانی این اتفاق افتاد؟
خلاصه که ۲.۵ ستاره به این کتاب میدم چون تونستم تمومش کنم، وگرنه یکی از ناجذابترین کتابهایی بود که توی ۲۰۲۵ خوندم.